گروه دانش دریا – سهیل مرتضوی- بندر تاریخی سیراف با محوطههای بینظیر تاریخی آن، مهمترین سند حاکمیت ایران در خلیج فارس است، یک سند روشن، محکم و بیبدیل از استقرار تاریخی ایران در منطقه که هماکنون بهدلیل ساخت و سازهای گسترده و بدون مجوز درحال نابودی است.
به گزارش روزنامه دریایی اقتصاد سرآمد، درست در شرایطی که حاکمان عرب، آنسوی آبها در تلاش برای تغییر نام و هویت خلیجفارس هستند، محکمترین سند تاریخی مالکیتی ایران در خلیج فارس درحال فروپاشی است. باستانشناسان میگویند: از بین رفتن سیراف یک فاجعه تمام عیار است.
بندر سیراف یکی از بنادر مهم تجاری و استراتژیک خلیج فارس به شمار میرود. این بندر بزرگترین و پررونقترین بندر تجاری ایران در دوره ساسانی و اسلامی بهویژه قرون سوم و چهارم هجری بود و روابط تجاری زیادی با دیگر بنادر خلیج فارس و مراکز تجاری مانند عمان، هند، چین و آفریقای شرقی داشت. در گزارشها ذکر شده است که در سالهای دور بیش از ۳۰۰ هزار نفر جمعیت در این شهر زندگی میکردند. بندر سیراف بین دریا و کوه قرار دارد و دارای تنها یک خیابان است؛ همچنین بندر سیراف یکی از دیدنیهای بوشهر محسوب میشود.
توسعه بیامان مناطق مسکونی به دلیل افزایش نرخ زمین در سیراف سبب شده که بیش از ۶۰ درصد از عرصه محوطههای تاریخی سیراف در چنبره ساخت و سازهای مردمی قرار بگیرد. ساخت و سازهایی که عموما بدون مجوز انجام میشود. پیشتر نیز مسئولان وزارت میراثفرهنگی اعلام کرده بودند که بیش از ۹۰ درصد حرایم بندر تاریخی سیراف در مالکیت افراد خصوصی است.
بندر باستانی سیراف یکی از کهنترین بنادر خلیجفارس است که از گذشته تاکنون به حیات خود ادامه داده و در مبادلات تجاری و بازرگانی جنوب ایران نقشی پررنگ داشته و در مورد این بندر در متون تاریخی بسیار نوشته شده است. مرحله جدید کاوشهای باستانشناختی سیراف پس از انجام فصل اول در سال ١٣٨٥ و فصل دوم به سال ١٣٨٨، از خردادماه ۱۴۰۱ در کمتر از دو ماه با مجوز پژوﻫشگاه میراث فرهنگی و گردشگری انجام شد. این کاوشها پس از حدود ۱۳ سال از سر گرفته شد و اعتبار آن را اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان ﺑوشهر تأمین کرد.
مدتی قبل بود که باستانشناسانی که پس از وقفهای ۱۳ ساله، بندر ساسانی سیراف در سواحل خلیج فارس را کاوش کردند، هشدار دادندهاند که کاوشهای باستانشناختی کشورهای حاشیه خلیج فارس رشد و شتاب بسیار بیشتری در مقایسه با ایران دارد و این در حالیست که موج تخریب آثار تاریخی خلیج فارس سرعت بیشتری گرفته است.
ویژگی های بندر سیراف
بندر سیراف، سیراب، صیراف یا بندر طاهری بین بندر کنگان و بندر عسلویه قرار دارد. سیراف شهری باستانی است که در بخش مرکزی شهرستان کنگان و استان بوشهر در جنوب ایران قرار دارد. این بندر بر کرانههای خلیج فارس به فاصله تقریبی ۲۴۰ کیلومتری جنوب شرقی بندر بوشهر و ۳۸۰ کیلومتری بندر عباس واقع شده است. بندر سیراف در باریکهای به طول چهار کیلومتر و عرضی نزدیک به ۷۰۰ متر در میان کوه و دریا قرار دارد. این بندر از موقعیت استراتژیکی و نقش مهمی در مبادلات اقتصادی در گذشته برخوردار بوده و از جمله باسابقهترین بندرهای ایران است. به اعتقاد محققان، مورخان و جغرافی دانان از گذشته تا امروز هیچ بندری در سراسر خلیج فارس، موقعیت طبیعی سیراف را نداشته است.
مهندسی دقیق تأمین و توزیع آب حتی در ارتفاعات و مناطق صعبالعبور سیراف نیز بخشی از شگفتیهای سیرافیها در سنت شهرسازی آنهاست که ضرورت انجام مطالعات دقیق و گسترده را دوچندان میکند، اما به گفته باستانشناسان، بیتوجهی ﺑﻪ سیراف و تخریب گسترده عرصه آن با ساختوسازهای بیرویه و سکوت و چراغ سبز ﺑﻪ این تخریب از یکسو و برخورد نکردن قاطع وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی سرعت تخریبها را ﺑﻪ اندازهای بالا ﺑرده است که بخش ﺑزرگی از عرصه آن جوﻻنگاه ساختوساز ﺑﻪشکلی زشت و ناموزون شده است.
بندر سیراف در وضعیت بحرانی
محمد کنگانی، مدیر انجمن سیراف پارس موزه در رابطه با وضعیت بحرانی بندر سیراف به ایلنا میگوید: توسعه بیامان مناطق مسکونی در تپههای تاریخی سیراف، جانِ بندر تاریخی سیراف را گرفته است. مردم در سیراف با کمبود جدی زمین مواجه هستند و برای رفع این کمبود درحال ثبت سندهای دستساز هستند. این درحالی است که اداره ثبت اسناد نیز متاسفانه، سندهای دستساز ساخته شده توسط مردم برای مالکیت تپههای تاریخی را بهراحتی ثبت میکند.
او میگوید: درحالحاضر مشکل سیراف زمینهای معوض است، اگر زمینهای معوض از سوی منابعطبیعی، سازمان منطقه ویژه اقتصادی (انرژی پارس) به مردم واگذار نشود، تمامی تپههای تاریخی سیراف بهعنوان مهمترین بخش از هویت و تاریخ و فرهنگ منطقه برای همیشه از بین میرود و نابود میشود.
کنگانی با اعلام اینکه، در حالحاضر بیش از ۶۰ درصد از عرصه محوطه تاریخی سیراف در ساخت و سازهای مسکونی اشغال شده است، ادامه میدهد: متاسفانه میراثفرهنگی همانند آموزش و پرورش همیشه گلهمند است و و بودجه ندارد. با اینکه در تلاش هم بوده که کاری از پیش ببرد اما عملا نتوانسته اقدام موثری داشته باشد.
آنطور که کنگانی میگوید، معضل بزرگ بندر تاریخی سیراف زمانی حل میشود که مسئولان وزارت میراثفرهنگی، وزارت نفت و حتی جهاد کشاورزی و منابعطبیعی به یک نتیجه مشخص برسند تا مشکل ساخت و ساز بر تپهها و محوطههای تاریخی سیراف برای همیشه حل شود. در غیراینصورت نهتنها سیراف ثبت جهانی نمیشود که با مرگ تدریجی سیراف، بزرگترین سند تاریخی که حاکمیت ایران بر خلیج فارس را نشان میدهد را از دست خواهیم داد.
او میافزاید: این وضعیت درحالی در سیراف ادامه دارد که حاکمان عرب در سودای خلیج (ع. ر. ب. ی)! هستند و ما با دست خودمان این سند تاریخی را پاک میکنیم و این فرصت را به آنها میدهیم تا با سندسازی رویای خود را محقق کنند.
نمود نابودی در بندر پارسی
محمد اسماعیل اسماعیلی جلودار، باستانشناس و سرپرست ۳ فصل از کاوشهای محوطههای باستانی سیراف است. کاوشهایی که بهرغم تمام ساخت و سازهای به صورت نامنظم و محدود صورت گرفته، همچنان درحال پیگیری تداوم آن است تا بخشهای باقیمانده از این سند مهم تاریخی ثبت شود.
این باستانشناس و استاد دانشگاه تهران با بیان این مطلب که ۵۰ درصد محدوده شهری بندر سیراف پهنه آثار تاریخی است که ثبت ملی شده و حدود ۷۰ درصد محدوه آثار تاریخی این منطقه در سالهای اخیر مورد ساخت و ساز قرار گرفته است، به ایلنا میگوید: واقعیت این است که سیراف تقریبا نابود شده و هیچکس نیست به این منطقه مهم تاریخی کمک کند. ساخت بنای چند طبقه در عرصه آن و ساخت و سازهایی که به سرعت در محوطهها و عرصههای تاریخی آن پیشروی میکند، بدون آنکه مانعی بر سر این حجم بزرگ از ساخت و ساز ایجاد شود، یک بحران بزرگ در تاریخ حفاظت از آثار تاریخی ایرانی در خلیج فارس است.
او میگوید: کافی است نقشه سیراف را در بازههای زمانی ۲۰ سال گذشته در «گوگل ارث» جستجو کنید با مقایسه سال به سال آن بهراحتی میتوانید گسترش ساخت و سازها را علیرغم اینکه محوطهها ثبت و عرصه و حریم آنها نیز ابلاغ شده است، مشاهده کنید. همچنین دستگاههایی نظیر شهرداری در پاسخ به اعتراضها اعلام میکند به ما ارتباطی ندارد و مردم با اینکه خلاف ضوابط میراث فرهنگی ساخت و ساز میکنند، با پرداخت جریمه به شهرداری بهکار خود ادامه میدهند و آب و برق هم میگیرند.
این باستانشناس حوزه خلیج فارس معتقد است، ساخت و سازهای صورت گرفته بیشتر از ۶۰ درصد محوطههای باستانی سیراف را از بین برده و سیراف، یک فاجعه تمام عیار و نمود بزرگ نابودی یک بندر بزرگ تاریخی پارسی است که به واسطه کاوشهای بزرگ ایران و انگلیس و باستانشناسان ایرانی در دنیا شناخته شده و پتانسیل تبدیل به بزرگترین سایت گردشگری ایران را داراست.
آنطور که اسمعیلی جلودار میگوید: با اینکه بارها گفته شده که قرار است زمین معوض به مردم داده شود تا هم مشکل مردم حل شود هم مشکل محوطههای تاریخی، اما ارگانها عملا نتوانستهاند کاری انجام دهند. بندر باستانی سیراف نهتنها در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده که عرصه و حریم آنها نیز مصوب و ابلاغ شده است. با اینکه بندر تاریخی سیراف تمامی ضوابط بازدارنده قانونی را دارد، اما به دلیل حضور شرکتهای نفت و گاز و افزایش قیمت زمین همچنان شاهد پیشروی ساخت و سازها بدون توجه به ضوابط و ممنوعیتهای مرتبط با حفظ میراثفرهنگی در این منطقه هستیم لذا عاجزانه از همه دستگاههای مسئول انتظار عمل به وظایف قانونیشان وجود دارد تا این تخلفات آشکار در روز روشن خاتمه یابد.
ویژگی آثار باستانی موجود سیراف
برخی کارشناسان میگویند که بنادر باستانی خلیج فارس تا پیش از شکلگیری مناطق نفتی و گازی خلیج فارس دوره آرامی داشتند، پس از شکلگیری و گسترش مناطق صنعتی نفتی و گازی، موج تخریب آثار تاریخی در آنها سرعتی شتابان ﺑﻪ خود گرفته و بخش ﺑزرگی از عرصه آن در سایه غفلت سازمانهای متولی مورد ساختوساز و نابودی قرار گرفته است. باستانشناسان در سال جاری پس از ۱۳ سال وقفه، با هدف آگاهی از وضعیت سیراف، شناخت تجارت دریایی ایرانیان در خلیج فارس از اواخر دوره ساسانی تا صدر اسلام (قرن پنجم قمری)، دستیابی و تحلیل شواهد باستانشناسی اهمیت بندر سیراف در اواخر دوره ساسانی و قرون اولیه اسلامی در بازرگانی دریایی و کاوش گسترده، به سیراف بازگشتند.
سفال، شیشه، فلز، سنگ، قطعات گچی و صدفی مهمترین یافتههای باستانشناسان بود. آنها سفالهایی را یافتند که گونه شاخص تجارت دریایی ایران با جهان باستان (هند، چین و افریقا) بود، که در پنج دوره تاریخی از سال ۴۰۰ تا ۱۰۲۵ میلادی، تاریخگذاری شده است. سفالهای کاوش اخیر نیز لعابدار، ساده و یا با پوشش گلی بودهاند. باستانشناسان همچنین بخشهایی از قلعه و مسجد جامع سیراف را که در گذشته، کاوش در آنجا به دلیل شکایت مالکان زمین متوقف شده بود، دوباره از سرگرفتند که در نتیجه آن، فضاهای معماری و کارگاهی ﺑﻪ همراه مواد فرهنگی که از نظر گاهنگاری از قرن پنجم تا صدر اسلام را دربر میگرفت ﺑﻪهمراه مدارک تجارت دریایی ﺑﻪ دست آمد. کاوشها اما به دلیل محدودیت زمانی و کمبود منابع ملی ادامه نیافت و باستانشناسان هنوز به خاک بکر نرسیدهاند.مردادماه سال جاری بود که جامعه باستانشناسی و انجمن علمی باستانشناسی ایران با صدور یک بیانیه مشترک با اعلام حمایت از «کارگروه مبارزه با گنجیابی» که با همت مصطفی ده پهلوان رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و با مسئولیت حامد وحدتی نسب، باستان شناس تشکیل شده است، خواستار برخورد سخت دستگاه قضایی و مراجع انتظامی و امنیتی با «غارتگران» و «باندهای قاچاق میراث فرهنگی» ایران شدند. این دو نهاد غیردولتی از دستگاه قضایی، نیروی انتظامی و یگان حفاظت میراث فرهنگی و نهادهای قانونی خواسته اند تا برخورد سخت با حفاران غیرمجاز، گنج یاب ها و باندهای قاچاق میراث فرهنگی صورت بگیرد.
بازنشر فانوس دریا به نقل از اقتصاد سرآمد