به گزارش روزنامه دریایی سرآمد، مرتضی فاخری، دکترای مدیریت بازرگانی در نوشتاری اختصاصی برای این روزنامه به بررسی چالشهای پیشروی رشد اقتصادی کشور با نگاهی به موانع و مسائل پیشروی انجام سرمایهگذاری، پرداخته است. در ادامه بخش پایانی این نوشتار را میخوانید:
پیامدها و تبعات تلههای سرمایهگذاری در ایران
تلههای سرمایهگذاری در ایران پیامدهای منفی گستردهای بههمراه داشته که مهمترین آنها کاهش رشد اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری است. این پیامدها نهتنها اقتصاد کلان کشور را تحت تأثیر قرار دادهاند، بلکه زندگی روزمره مردم را نیز دشوارتر کردهاند. در این بخش، به بررسی دقیقتر این پیامدها و تأثیرات آنها بر اقتصاد ایران میپردازیم.
۱-کاهش رشد اقتصادی: رشد اقتصادی پایین یکی از مهمترین پیامدهای تلههای سرمایهگذاری در ایران است. سرمایهگذاری یکی از اصلیترین موتورهای محرکه رشد اقتصادی است، زیرا باعث ایجاد زیرساختها، توسعه فناوریها و افزایش بهرهوری میشود. اما در ایران، به دلیل وجود تلههای سرمایهگذاری، جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی بهشدت کاهش یافته است. این کاهش سرمایهگذاری، رشد اقتصادی را کند کرده و اقتصاد ایران را در یک چرخه رکودی قرار داده است. برای مثال، بسیاری از صنایع ایران به دلیل کمبود سرمایهگذاری، نتوانستهاند بهروزرسانی فناوریهای خود را انجام دهند. این موضوع، رقابتپذیری آنها را در بازارهای جهانی کاهش داده و باعث شده است که بسیاری از صنایع قدیمی و ناکارآمد باقی بمانند. یک شرکت تولیدی ممکن است به دلیل کمبود سرمایه، نتواند ماشینآلات قدیمی خود را جایگزین کند و این موضوع، کیفیت محصولات آن را کاهش دهد. در نتیجه، این شرکت نمیتواند با رقبای خارجی رقابت کند و سهم خود را در بازارهای جهانی از دست میدهد. علاوهبر این، کاهش سرمایهگذاری در بخشهای مولد مانند صنعت و کشاورزی، باعث شده است که اقتصاد ایران بیشازپیش به درآمدهای نفتی وابسته شود. این وابستگی، اقتصاد کشور را در برابر نوسانات قیمت نفت آسیبپذیر کرده و باعث شده است که رشد اقتصادی ایران ناپایدار و نامتوازن باشد. برای مثال، در دورههایی که قیمت نفت کاهش یافته، اقتصاد ایران با رکود شدیدی مواجه شده است.
۲-افزایش نرخ بیکاری: یکی دیگر از پیامدهای تلههای سرمایهگذاری، افزایش نرخ بیکاری است. سرمایهگذاری نهتنها باعث رشد اقتصادی میشود، بلکه فرصتهای شغلی جدیدی نیز ایجاد میکند. اما در ایران، به دلیل کاهش سرمایهگذاری، ایجاد شغل نیز با مشکل مواجه شده است. بسیاری از شرکتها و صنایع به دلیل کمبود سرمایه، قادر به توسعه فعالیتهای خود نیستند و این موضوع، باعث کاهش تقاضا برای نیروی کار شده است. برای مثال، یک شرکت تولیدی ممکن است به دلیل کمبود سرمایه، نتواند خط تولید جدیدی راهاندازی یا نیروهای جدیدی استخدام کند. این موضوع، نهتنها باعث کاهش اشتغال در آن شرکت میشود، بلکه بر کل زنجیره تأمین آن شرکت نیز تأثیر منفی میگذارد. برای مثال، اگر یک شرکت تولیدی نتواند محصولات خود را بهروزرسانی کند، ممکن است تقاضا برای محصولات آن کاهش یابد و این موضوع، باعث کاهش فعالیتهای شرکتهای تأمینکننده مواد اولیه نیز شود. علاوهبر این، کاهش سرمایهگذاری در بخشهای مولد، باعث شده است که بسیاری از جوانان جویای کار، نتوانند شغل مناسبی پیدا کنند. این موضوع، نهتنها باعث افزایش نرخ بیکاری شده ، بلکه باعث افزایش نارضایتیهای اجتماعی نیز شده است. برای مثال، در سالهای اخیر، نرخ بیکاری در میان جوانان و فارغالتحصیلان دانشگاهی بهشدت افزایش یافته است. این موضوع، نهتنها باعث هدررفت سرمایههای انسانی کشور شده، بلکه باعث افزایش مهاجرت جوانان به خارج از کشور نیز شده است.
۳-کاهش رفاه عمومی: کاهش رشد اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری، تأثیرات منفی زیادی بر رفاه عمومی داشته است. وقتی اقتصاد یک کشور رشد نمیکند، درآمد سرانه مردم نیز افزایش نمییابد و این موضوع، باعث کاهش قدرت خرید و رفاه عمومی میشود. برای مثال، در سالهای اخیر، تورم بالا و کاهش رشد اقتصادی باعث شده است که بسیاری از خانوادهها نتوانند هزینههای ضروری خود را تأمین کنند. این موضوع، نهتنها باعث کاهش سطح زندگی مردم شده، بلکه باعث افزایش نابرابریهای اجتماعی نیز شده است. علاوهبر این، کاهش سرمایهگذاری در بخشهای عمومی مانند بهداشت و آموزش، باعث شده است که کیفیت خدمات عمومی نیز کاهش یابد. برای مثال، یک بیمارستان ممکن است به دلیل کمبود سرمایه، نتواند تجهیزات پزشکی جدیدی خریداری کند و این موضوع، کیفیت خدمات درمانی را کاهش دهد. این موضوع، نهتنها باعث کاهش رفاه عمومی شده، بلکه باعث افزایش نارضایتیهای اجتماعی نیز شده است.
۴-افزایش ریسکپذیری و فعالیتهای غیرمولد: یکی دیگر از پیامدهای تلههای سرمایهگذاری، افزایش ریسکپذیری و تمایل به فعالیتهای غیرمولد است. بسیاری از سرمایهگذاران به دلیل نااطمینانیهای اقتصادی و سیاسی، ترجیح میدهند سرمایههای خود را در بازارهای غیرمولد مانند مسکن، طلا یا ارز قرار دهند. این رفتار، نهتنها به رشد اقتصادی کمک نمیکند، بلکه باعث افزایش نقدینگی در بازارهای غیرمولد و تشدید تورم میشود. برای مثال، در سالهای اخیر، افزایش سرمایهگذاری در بازار مسکن باعث شده است که قیمت مسکن بهطور چشمگیری افزایش یابد. این موضوع، نهتنها باعث کاهش دسترسی مردم به مسکن مناسب شده، بلکه باعث افزایش نابرابریهای اجتماعی نیز شده است. علاوهبر این، افزایش سرمایهگذاری در بازارهای غیرمولد، باعث کاهش سرمایهگذاری در بخشهای مولد مانند صنعت و کشاورزی شده است. این موضوع، رشد اقتصادی را کند کرده و باعث افزایش نرخ بیکاری شده است.
راهحلهای مقابله با تلههای اقتصادی در ایران
برای رفع تلههای سرمایهگذاری در ایران، نیازمند اصلاحات ساختاری و اجرای سیاستهای کلان اقتصادی هستیم. این اصلاحات باید بهگونهای طراحی شوند که اعتماد سرمایهگذاران داخلی و خارجی را جلب کرده و فضای کسبوکار را بهبود بخشند. یکی از مهمترین موانع سرمایهگذاری در ایران، بوروکراسی پیچیده و فرآیندهای طولانی اخذ مجوزهاست. برای رفع این مشکل، نیازمند ایجاد یک سیستم اداری شفاف، کارآمد و دیجیتال هستیم. این سیستم باید بهگونهای طراحی شود که زمان و هزینههای اخذ مجوزها را به حداقل برساند. دیجیتالیسازی فرآیندها، مانند ایجاد سامانههای یکپارچه الکترونیکی برای اخذ مجوزها و انجام امور اداری، میتواند به کاهش زمان و هزینههای سرمایهگذاری کمک کند. برای مثال، سامانههایی مانند «سامانه جامع تجارت» میتوانند فرآیندهای گمرکی و تجاری را تسهیل کنند. علاوبر این، حذف مجوزهای غیرضروری و تکراری میتواند به کاهش بوروکراسی و بهبود فضای کسبوکار کمک کند. ایجاد دفاتر یکپارچه خدمات سرمایهگذاری که تمامی خدمات مورد نیاز سرمایهگذاران را به صورت یکپارچه ارائه دهند، نیز میتواند به تسهیل فرآیندهای سرمایهگذاری کمک کند.
ثبات در قوانین و مقررات یکی از اصلیترین نیازهای سرمایهگذاران است. تغییرات مکرر در سیاستها و قوانین، برنامهریزی بلندمدت را برای سرمایهگذاران دشوار میکند. برای ایجاد ثبات، نیازمند تدوین قوانین پایدار هستیم. قوانین مالیاتی، گمرکی و تجاری باید بهگونهای تدوین شوند که برای دورههای طولانیمدت پایدار بمانند. این موضوع، اعتماد سرمایهگذاران را جلب کرده و برنامهریزی بلندمدت را تسهیل میکند. شفافسازی سیاستها نیز از دیگر اقدامات ضروری است. دولت باید سیاستهای اقتصادی خود را بهصورت شفاف و با اطلاعرسانی بهموقع به سرمایهگذاران اعلام کند. این موضوع، نااطمینانیها را کاهش داده و اعتماد سرمایهگذاران را افزایش میدهد. مشارکت فعال بخش خصوصی در تدوین قوانین و مقررات نیز میتواند به بهبود کیفیت قوانین و کاهش مشکلات اجرایی کمک کند.
فساد اداری یکی از مهمترین موانع سرمایهگذاری در ایران است. برای مبارزه با فساد، نیازمند ایجاد سیستمهای نظارتی قوی هستیم. ایجاد نهادهای مستقل نظارتی که بر عملکرد دستگاههای اداری نظارت کنند، میتواند به کاهش فساد کمک کند. افزایش شفافیت مالی نیز از دیگر اقدامات ضروری است. انتشار اطلاعات مالی دستگاههای دولتی و شرکتهای بزرگ میتواند به افزایش شفافیت و کاهش فساد کمک کند. تشویق گزارشدهی فساد نیز میتواند به کاهش فساد کمک کند. ایجاد سیستمهایی که به افراد اجازه دهند فساد را به صورت ناشناس گزارش دهند، میتواند به کاهش فساد کمک کند.
دسترسی به منابع مالی یکی از اصلیترین نیازهای سرمایهگذاران است. برای بهبود دسترسی به منابع مالی، نیازمند توسعه بازار سرمایه هستیم. توسعه بازار سرمایه و افزایش تنوع ابزارهای مالی، میتواند به تأمین مالی پروژههای بزرگ کمک کند. برای مثال، انتشار اوراق مشارکت و صکوک، میتواند به جذب سرمایههای خرد و کلان کمک کند. تسهیل دسترسی به تسهیلات بانکی نیز از دیگر اقدامات ضروری است. کاهش نرخ سود بانکی و تسهیل شرایط اخذ وام، میتواند به افزایش سرمایهگذاری در بخشهای مولد کمک کند. جذب سرمایهگذاری خارجی نیز میتواند به تأمین مالی پروژههای بزرگ کمک کند. ایجاد شرایط مناسب برای جذب سرمایهگذاری خارجی، مانند تضمین سودآوری و کاهش ریسکهای سیاسی، میتواند به تأمین مالی پروژههای بزرگ کمک کند.برای ایجاد رشد پایدار اقتصادی، نیازمند تشویق سرمایهگذاری در بخشهای مولد و نوآورانه هستیم. این بخشها شامل صنایع پیشرفته، فناوریهای نوین، انرژیهای تجدیدپذیر و کشاورزی مدرن هستند. ارائه معافیتهای مالیاتی به شرکتهای فعال در بخشهای مولد و نوآورانه میتواند به افزایش سرمایهگذاری در این بخشها کمک کند. ارائه تسهیلات مالی با نرخ سود پایین به شرکتهای نوآور نیز میتواند به توسعه این بخشها کمک کند. حمایت از تحقیق و توسعه نیز از دیگر اقدامات ضروری است. افزایش بودجه تحقیق و توسعه و حمایت از شرکتهای دانشبنیان میتواند به افزایش نوآوری و رقابتپذیری کمک کند.
وابستگی اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی، یکی از اصلیترین دلایل ناپایداری اقتصادی است. برای کاهش این وابستگی، نیازمند توسعه بخشهای غیرنفتی هستیم. تشویق سرمایهگذاری در بخشهای غیرنفتی مانند صنعت، کشاورزی و خدمات میتواند به کاهش وابستگی به نفت را کمک کند. تنوعبخشی به صادرات نیز از دیگر اقدامات ضروری است. افزایش صادرات غیرنفتی و توسعه بازارهای صادراتی جدید میتواند به کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی کمک کند. اصلاح نظام مالیاتی، از جمله افزایش درآمدهای مالیاتی و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی میتواند به ایجاد ثبات اقتصادی کمک کند.
تحریمهای بینالمللی یکی از مهمترین موانع سرمایهگذاری در ایران است. برای کاهش تأثیر تحریمها، نیازمند بهبود روابط دیپلماتیک با کشورهای دیگر و مشارکت در سازمانهای بینالمللی هستیم. افزایش روابط تجاری با کشورهای منطقه و جهان نیز میتواند به کاهش وابستگی به بازارهای محدود کمک کند. ایجاد مکانیسمهای مالی جایگزین نیز میتواند به تسهیل تجارت بینالمللی کمک کند. استفاده از ارزهای دیجیتال یا سیستمهای مبادله پایاپای، میتواند به دور زدن تحریمها کمک کند.
نتیجهگیری
تلههای سرمایهگذاری در اقتصاد ایران، چالشهای بزرگی را برای رشد و توسعه ایجاد کردهاند. رفع این تلهها نیازمند عزم جدی و اجرای اصلاحات ساختاری است. تنها در این صورت میتوان امیدوار بود که سرمایهگذاران داخلی و خارجی با اطمینان بیشتری وارد بازار ایران شوند و به رشد اقتصادی کشور کمک کنند. بهبود فضای کسبوکار، ایجاد ثبات در سیاستها و تشویق سرمایهگذاری در بخشهای مولد، میتواند راهحلی برای خروج از این تلهها باشد.
بازنشر فانوس دریا به نقل از اقتصاد سرآمد