در حالی که کشورهایی مانند اسپانیا با درآمدی بالغ بر ۷۰ میلیارد دلار و امارات با بیش از ۴۰ میلیارد دلار، سواحل خود را به موتور محرک اقتصادشان تبدیل کردهاند، ایران با سواحل بکر و بینظیر شمال و جنوب، همچنان نظارهگر این بازار پرسود جهانی است. این پرسش بنیادین که چرا سواحل ایران به جای ثروت آفرینی به حیاط خلوت صنایع و بنادر تجاری تبدیل شدهاند، نقطه شروعی برای بازنگری در سیاستهای کلان توسعه کشور است.
هانی رستگاران، دستیار عالی مدیرکل دفتر توسعه گردشگری داخلی، به صراحت این مشکل را ریشهیابی میکند: “توسعه بندرها و نوار ساحلی عمدتا بر محور صنعت و تجارت بوده و گردشگری نقشی جانبی داشته است.” به گفته او، این نگاه تک بعدی سبب شده تا گردشگری دریایی نه در اسناد بالا دستی و نه در برنامههای اجرایی، جایگاه واقعی خود را پیدا نکند. نتیجه این غفلت، مجموعهای از فعالیتهای پراکنده و بدون برنامه در سواحل است که ایران را نه تنها از نظر درآمد ارزی و اشتغال زایی از رقبا عقب انداخته، بلکه فرصتهای منطقهای را نیز به آنها واگذار کرده است.
این در حالی است که پتانسیلهای ایران برای تبدیل شدن به یک قطب گردشگری دریایی انکارناپذیر است. در شمال، استانهای گیلان، مازندران و گلستان با دسترسی ریلی و جادهای مناسب، میتوانند به محور گردشگری سلامت و کروز ساحلی تبدیل شوند. در جنوب نیز، استانهای بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستان با جزایر متنوع و خطوط ساحلی طولانی، ظرفیت تبدیل شدن به مقصدی برای گردشگری بین المللی را دارند. تجربیات جهانی کشورهایی مانند ترکیه و مالدیو ثابت کرده است که موفقیت در این حوزه، بیش از آنکه به وسعت جغرافیایی وابسته باشد، به حکمرانی کارآمد و سیاست گذاری هوشمندانه نیاز دارد.
برای بیدار کردن این ثروت خفته، اقداماتی مانند تدوین طرح جامع گردشگری دریایی، تفویض اختیار به استانها، سرمایه گذاری هدفمند در زیرساختهای استاندارد مانند اسکلههای تفریحی و هتلهای ساحلی، و بازاریابی ملی و بین المللی ضروری است. زمان آن فرا رسیده که دریا از حاشیه به متن برنامههای ملی بازگردد و به یکی از پیشرانهای اصلی اقتصاد کشور تبدیل شود.
به نظر شما، اولین و مهمترین قدم برای خارج کردن گردشگری دریایی ایران از انفعال فعلی چیست؟ از کجا باید شروع کرد؟ دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
بازنشر فانوس دریا به نقل از اقتصاد آبی