تسلط بر اعماق دریا: نبرد جدید قدرت‌ها

تسلط بر اعماق دریا: نبرد جدید قدرت‌ها

جبهه جدیدی در رقابت استراتژیک میان ایالات متحده و چین گشوده شده است؛ این بار نه در فضا یا بر روی خشکی، بلکه در تاریکی مطلق اعماق اقیانوس‌ها. با صدور یک دستور اجرایی توسط دونالد ترامپ در ۲۴ آوریل ۲۰۲۵ برای بهره‌برداری یک‌جانبه از منابع معدنی بستر دریا، واشنگتن عملاً نظم حقوقی بین‌المللی حاکم بر اقیانوس‌ها را به چالش کشیده و زنگ خطری جدی را برای آینده این میراث مشترک بشری به صدا درآورده است. این اقدام جسورانه، رقابت برای دستیابی به مواد معدنی حیاتی را وارد مرحله‌ای بی‌سابقه و پرتنش کرده است.

گنجینه‌ای به ارزش تریلیون‌ها دلار در کف اقیانوس

بستر دریاها دیگر یک راز سر به مهر نیست، بلکه شاهرگ حیاتی زنجیره تأمین فرداست. تخمین‌ها نشان می‌دهد کف اقیانوس‌ها ۶ برابر کبالت، ۳ برابر نیکل و ۴ برابر ایتریم بیشتری نسبت به کل ذخایر موجود در خشکی را در خود جای داده‌اند. این فلزات کمیاب، عناصر کلیدی در تولید باتری‌های لیتیوم-یونی، نیمه‌هادی‌ها و فناوری‌های پیشرفته هستند و تسلط بر آن‌ها به معنای تسلط بر اقتصاد و فناوری آینده است.

دو استراتژی، یک هدف: چین از درون، آمریکا از بیرون

در این رقابت نفس‌گیر، دو قدرت بزرگ جهانی رویکردهای متضادی را در پیش گرفته‌اند:

  • اژدهای صبور در اعماق دریا: چین سال‌هاست با رویکردی هوشمندانه و از طریق نهادهای بین‌المللی در حال تثبیت موقعیت خود است. این کشور با در اختیار داشتن ۵ مجوز از مجموع ۳۱ مجوز تحقیقاتی صادر شده توسط سازمان بین‌المللی بستر دریا (ISA) و انعقاد قراردادهای دوجانبه، مانند مشارکت استراتژیک با جزایر کوک برای اکتشاف و انتقال فناوری، به دنبال شکل‌دهی به قوانین بازی از درون ساختار جهانی است.
  • گاوچران تنها در آب‌های بین‌المللی: در مقابل، ایالات متحده که کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل (UNCLOS) را تصویب نکرده، با اقدام اخیر ترامپ، مسیر تقابل و یک‌جانبه‌گرایی را برگزیده است. این کشور با نادیده گرفتن صلاحیت سازمان بین‌المللی بستر دریا (ISA) – تنها نهاد قانونی برای مدیریت منابع در آب‌های آزاد – عملاً در حال زمینه‌سازی برای ایجاد یک “مرز بی‌قانون” در جهت تأمین منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود است.

جزایر اقیانوس آرام: مهره‌های کلیدی در صفحه شطرنج ژئوپلیتیک

در این میان، کشورهای جزیره‌ای اقیانوس آرام، مانند جزایر کوک، پاپوآ گینه نو و میکرونزی، نقشی محوری اما شکننده ایفا می‌کنند. این کشورها اگرچه قدرت استخراج مستقیم ندارند، اما موقعیت جغرافیایی و حقوق حاکمیتی آن‌ها بر مناطق وسیع دریایی، آن‌ها را به واسطه‌هایی ضروری در استراتژی‌های قدرت‌های بزرگ تبدیل کرده است. چرخش جزایر کوک به سمت چین، با وجود مخالفت شریک سنتی‌اش نیوزیلند، نمونه بارزی از تغییر موازنه‌ی قدرت در این منطقه است.

آینده‌ای نامشخص برای میراث مشترک بشریت

اقدام یک‌جانبه آمریکا این خطر را به همراه دارد که دیگر کشورها نیز تشویق به نادیده گرفتن قوانین بین‌المللی شوند و بهره‌برداری از “میراث مشترک بشریت” به یک مسابقه بی‌قاعده و مخرب تبدیل شود. این درگیری حقوقی و ژئوپلیتیکی، بستر دریا را به یک عرصه تقابل جدید تبدیل کرده است؛ جایی که چین می‌کوشد قوانین را از درون شکل دهد و آمریکا تلاش می‌کند تا آن‌ها را به نفع خود بازنویسی کند. این وضعیت، خطر نظامی‌شدن منابع معدنی و افزایش تنش‌های جهانی را به شدت افزایش می‌دهد.

به نظر شما، آینده این میراث مشترک بشریت در اعماق اقیانوس‌ها چه خواهد شد؟ آیا رقابت قدرت‌های بزرگ، ملاحظات زیست‌محیطی و حقوق بین‌الملل را قربانی خواهد کرد؟ نظرات و سوالات خود را با ما در میان بگذارید.

منبع: مانا

بازنشر فانوس دریا به نقل از اقتصاد آبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *