در میانه طوفان تحریمهای مالی و بانکی که تجارت خارجی کشور را هدف گرفته، یک راه حل قدرتمند اما کمتر پرداخته شده در برابر ما قرار دارد: تبدیل شدن به شاهراه اصلی ترانزیت منطقه. در دورانی که مسیرهای مالی غربی مسدود شدهاند، ترانزیت منطقهای دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای حفظ پویایی اقتصاد ایران و گشودن مسیری جدید برای همکاریهای بینالمللی به شمار میآید.
برای عبور از موانع مالی، تجربه همکاری با همسایگان نشان داده است که راهکارهای هوشمندانهای وجود دارد. استفاده از ارزهای ملی در مبادلات، تهاتر کالا و انرژی، و ایجاد حسابهای دوجانبه بانکی، ابزارهایی کارآمد برای بیاثر کردن محدودیتهای دلاری و بانکی هستند. این سازوکارها به ایران اجازه میدهند تا تجارت خود را بدون نیاز به سیستمهای مالی غربی، به شکلی پایدار و مطمئن گسترش دهد.
البته این راهبرد بدون پولاد و ریل به سرانجام نمیرسد. موفقیت کریدورهای ترانزیتی در گرو توسعه پایانههای مرزی، مدرنسازی خطوط ریلی، و افزایش ظرفیت بنادر خشک است. کاهش زمان ترخیص کالا در گمرکات و بهبود زیرساختهای لجستیکی، دو بال ضروری برای پرواز اقتصاد ایران در آسمان تجارت منطقهای محسوب میشوند و کشور را به حلقهای بیبدیل در زنجیره تأمین اوراسیا و جنوب آسیا تبدیل میکنند.
در این میان، نباید از یک گنج پنهان غافل شد: توان فنی و مهندسی شرکتهای ایرانی. نقش آفرینی مؤثر بخش خصوصی در پروژههای مشترک حمل و نقل و لجستیک منطقهای، میتواند موتور محرک این تحول بزرگ باشد. البته این امر نیازمند بهبود فضای کسب و کار و ارائه ضمانتهای لازم برای سرمایهگذاری است تا شرکتهای داخلی با اطمینان در این میدان رقابتی قدم بگذارند.
در نهایت، همگرایی هوشمندانه با اقتصادهای منطقه، کلید برونرفت از انزوای تحمیلی است. ترانزیت، نقطه آغازی است که نه تنها درآمدزایی میکند، بلکه به توسعه زیرساختهای داخلی و تقویت موقعیت استراتژیک بنادر ایران در تجارت جهانی نیز منجر خواهد شد.
به نظر شما، بزرگترین مانع پیش روی ایران برای تبدیل شدن به قطب ترانزیتی منطقه چیست؟ نظرات و تحلیلهای خود را با ما در میان بگذارید.
بازنشر فانوس دریا به نقل از اقتصاد آبی