آمارهای سالانه از رشد دلگرمکننده صادرات شیلات ایران حکایت دارند، اما نگاهی دقیقتر به روندهای اخیر، زنگ خطری جدی را برای این صنعت به صدا درآورده است. در حالی که کل صادرات در سال ۱۴۰۳ با رسیدن به ۱۹۶ هزار تن و ارزش ۳۷۲ میلیون دلار، رشد قابل توجهی را نسبت به سال قبل ثبت کرده، آمارهای پنج ماهه نخست سال جاری تصویری کاملاً متفاوت و نگرانکننده را ترسیم میکند. این تناقض نشان میدهد که صنعت شیلات کشور با وجود ظرفیتهای بینظیر، درگیر چالشهای ساختاری عمیقی است که پتانسیل میلیارد دلاری آن را تهدید میکند.
تناقض در آمارها: رشد حجمی در کنار سقوط ارزآوری
بر اساس دادههای گمرک، در پنج ماهه نخست امسال، صادرات محصولات شیلاتی به لحاظ وزنی تقریباً ثابت مانده اما به لحاظ ارزشی با کاهش ۱۰ درصدی مواجه شده است. این زنگ خطر زمانی بلندتر به صدا درمیآید که وضعیت میگو، ارزآورترین محصول شیلاتی کشور را بررسی میکنیم. صادرات این محصول استراتژیک در مدت مشابه با کاهش ۳۳ درصدی در حجم و سقوط ۳۰ درصدی در ارزش روبهرو شده است؛ شکستی بزرگ برای محصولی که مسئولان وعده جهش صادراتی آن را داده بودند.
ریشه مشکلات: چرا با وجود تولید، درآمد کم میشود؟
فعالان و اتحادیههای این صنعت معتقدند موانع اصلی، بیش از آنکه خارجی باشند، ساختاری و داخلی هستند. این مشکلات در چند حوزه کلیدی قابل بررسی است:
- اقتصاد خرد و تولید پراکنده: بخش بزرگی از تولید در مزارع کوچک و با اقلیمهای متفاوت انجام میشود. این پراکندگی باعث تنوع کیفیت، ناتوانی در تأمین پایدار محصول با استاندارد ثابت و در نهایت، ضعف در رقابتپذیری قیمتی در بازارهای جهانی میشود.
- ضعف در زنجیره ارزش: یکی از بزرگترین پاشنههای آشیل صنعت شیلات ایران، ضعف در بستهبندی، فرآوری و برندسازی است. محصولات اغلب به صورت خام یا منجمد و در بستهبندیهای نامناسب صادر میشوند که ارزش افزوده بسیار کمی ایجاد میکند.
- موانع بهداشتی و آزمایشگاهی: صادرات به بازارهای حساسی مانند چین و اتحادیه اروپا نیازمند گواهیهای بهداشتی و آزمایشهای معتبر بینالمللی است. کمبود آزمایشگاههای مرجع مورد تأیید بینالمللی در کشور، هزینه و زمان زیادی را بر دوش صادرکنندگان تحمیل کرده و گاهی مانند صادرات مارماهی به چین، کل فرآیند را متوقف میکند.
- لجستیک ضعیف و نبود سیاستگذاری منسجم: کمبود زنجیره سرد مطمئن، سردخانههای مناسب و حمل و نقل سریع، کیفیت محصولات را تا رسیدن به مقصد کاهش میدهد. در کنار این، نبود استراتژی بلندمدت و هماهنگی میان نهادهای متعدد دولتی (شیلات، دامپزشکی، گمرک) باعث سردرگمی و مانعتراشی برای صادرکنندگان شده است.
با وجود این چالشها، نباید دستاوردهای بزرگی مانند خودکفایی ۹۸ درصدی در تولید خوراک میگو را نادیده گرفت. این پیشرفتها نشان میدهد که توانایی فنی در کشور وجود دارد، اما رسیدن به هدف صادرات یک میلیارد دلاری نیازمند یک بازنگری اساسی در استراتژیهاست.
به نظر شما اولویت اصلی برای عبور از این چالشها چیست؟ آیا دولت باید بر رفع موانع بهداشتی تمرکز کند یا از ایجاد زنجیرههای تولید یکپارچه توسط بخش خصوصی حمایت نماید؟
بازنشر فانوس دریا به نقل از اقتصاد آبی