
به گزارش روزنامه اقتصاد سرآمد، پایان بورس دیروز در حالی رقم خورد که حجم و ارزش معاملات خرد کاهش داشت و توفان سرخ سیاست، دستاوردهای صعودی و اندک اعتماد بازگشته سرمایهگذاران بازار سهام را نابود کرد. در پایان معاملات روز گذشته بازار سرمایه ۹۵درصد از نمادهای بازار سهام ریزشی شد و در وضعیت قرمز قرار گرفت. در پایان معاملات روز شنبه بازار سهام ارزش صفوف فروش پنجخط اول سهام از ۶.۵همت عبور کرد، در حالیکه ارزش صفهای خرید تنها ۳۹۰میلیارد تومان بود.
روز جمعه بود که قطعنامهای که مانع بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران میشد، تصویب نشد و به این ترتیب گام دیگری در راستای فعالسازی مکانیسم ماشه علیه ایران برداشته شد. این روند حقوقی که تمامی تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را بهطور همزمان بازمیگرداند، از پنجممهرماه اجرایی خواهد شد. همین خبر زلزلهای را در بازارهای ایران به راه انداخت و در حالیکه بازارهای ارز، طلا و سکه را با جهش قیمتها مواجه کرد، بازار سهام را در مسیر ریزشی سهمگین قرار داد.
عملکرد شاخصها در بورس شنبه
شاخص کل بورس اولین روز کاری هفته جاری ۵۰هزار و ۶۶۵واحد ریخت و با افت ۱.۹۵درصدی در ارتفاع ۲میلیون و ۵۴۲هزار و ۵۰۴واحد متوقف شد. شاخص هموزن نیز با ریزش ۸هزار و ۸۹۱واحدی بالغ بر ۱.۱۲درصد کاهش یافت و در سطح ۷۸۱هزار و ۷۹۹واحد قرار گرفت. همچنین حجم معاملات خرد سهام، حقتقدم و صندوقهای سهامی روز شنبه ۱۶میلیارد برگه سهم بود که با ارزش چهارهزار و ۱۶۴میلیارد تومان دادوستد شد. تراز پول حقیقی در سهام، حقتقدم و صندوقهای سهامی روز گذشته منفی بود و بالغ بر هزار و ۱۹۵میلیارد تومان پول حقیقی از بازار خارج شد. صندوقهای درآمد ثابت نیز دیروز شاهد خروج پول حقیقی بودند، اما صندوقهای طلا موفق به جذب پول چشمگیر از سمت حقیقیها شدند.
واکنش بورس هیجانی؛ انتظاری یا روانی
تصویر ذهنی ایرانیان پس از بازگشت قطعنامهها این است که تحریمها به بخشی از زندگی دائمیشان تبدیل شدهاند. بازار ایران سالهاست که با عامل «انتظار» زندگی میکند. هربار که خبر از مذاکره یا توافقی منتشر میشود، قیمتها آرام میگیرند. هربار هم که سخن از تحریم تازهای به میان میآید، بازار دچار شوک میشود. این بار هم داستان مشابهی در حال تکرار است. به باور کارشناسان، تصویر ذهنی ایرانیان پس از بازگشت قطعنامهها این است که تحریمها به بخشی از زندگی دائمی تبدیل شدهاند. این تصویر، هرچند ممکن است از نظر اقتصادی اغراقآمیز باشد، اما در اقتصاد رفتاری نقش تعیینکنندهای دارد. در نهایت، آنچه تورم را در ایران تشدید میکند، نهفقط محدودیتهای واقعی تجارت، بلکه ترس و بیاعتمادی به آینده است.
بسیاری از فعالان بازار سرمایه و کارشناسان بورس ایران معتقدند که مکانیسم ماشه صرفا در یک تا ۲روز اول تاثیر خود را به صورت روانی بر بازار سرمایه گذاشت. بررسیها نشان میدهد عوامل بسیاری در تغییر نگاه سرمایهگذاران بازار موثر بوده و منجربه سبزپوشی بازار شده است، اما شاید بتوان اصلیترین علت مثبتشدن بازار سرمایه را ارزندگی سهام شرکتها دانست. این ارزندگی ناشی از افت چشمگیر قیمتها و نسبت قیمت به سود سهام اغلب شرکتهای بازار سرمایه بوده که طی مدت اخیر رخ داده است. بنابراین سرمایهگذاران با وجود افزایش ریسکها ترجیح دادند بخشی از پول خود را در بازار بورس و اوراق بهادار بگذارند زیرا بورس در حال حاضر از سایر بازارها عقب مانده است و ظرفیت زیادی برای رشد دارد.
مکانیسم ماشه هم که بحث آن جدیدا مطرح شده بود، صرفا در یک تا دو روز اول تاثیر خود را به صورت روانی بر بازار سرمایه گذاشت و پس از آن، بازار به دلیل اینکه قیمت سهام بیش از حد افت کرده بود، پذیرفت که حتی اگر مکانیسم ماشه فعال شود تاثیر چندانی روی سودآوری برخی صنایع بازار نخواهد گذاشت. این بلوغ بازار سرمایه و تحلیل عمیقتر سرمایهگذاران نشاندهنده پایداری نسبی در برابر اخبار کوتاهمدت است.
بحث تکنرخیشدن دلار نیز در این میان مطرح شده است. بازار سرمایه معمولا نسبت به این خبر خوشبین و امیدوار است زیرا تاثیر بسزایی در سودسازی شرکتها و شفافشدن تراز عملیاتی آنها میگذارد و آنها را از پیچیدگیهای مربوط به عرضه و خرید ارز در بازار چندنرخی ایران نجات میدهد. بهطور کلی بازار سرمایه در این شرایط اقتصادی کشور چندان قابلپیشبینی نیست، اما اگر ریسکهای سیستماتیک از میان برداشته شود، در فضای کنونی که اعتماد سرمایهگذاران جلب شده است، ورود نقدینگی میتواند منجربه ادامه روند مثبت بازار سهام شود زیرا ارزندگی سهام شرکتها نیز اهرم رشد بازار خواهد بود. اگر حوادث غیرمترقبهای نداشته باشیم این روند مثبت میتواند با اصلاحات درونی، روندی ادامهدار باشد.
تردید سهامداران به آینده بورس
به نظر کارشناس بازار سرمایه، سه محور اصلی بر بازار سرمایه در شرایط کنونی بیشترین تاثیر را دارند. این سه محور عبارتند از: نرخ ارز، سیاست پولی دولت و گزارشها عملکردی میاندورهای شرکتها هستند. نرخ ارز به سرعت در صنایع صادراتمحور اثرگذار است. همچنین نرخ بهره نیز از مسائل مهمی است که منجربه افزایش هزینه تامین مالی شرکتها شده. همچنین در کنار این دومسئله سوم که گزارشهای میاندورهای شرکتهاست، بسیار مورد توجه فعالان و سرمایهگذاران قرار دارد. سرمایهگذاران حقیقی ترجیح دادند در فضایی که ریسک سیستماتیک ناشی از سیاستهای کلان و نرخ ارز بالاست، بیشتر به سمت ابزارهای کمریسکتر حرکت کنند. این موضوع باعث شد شاخص هموزن عملکردی متفاوت از شاخص کل داشته باشد و نوعی واگرایی میان صنایع بزرگ و کوچک ایجاد شود.
به اعتقاد فعالان بورس، خروج پول حقیقی از بازار نشان میدهد سهامداران خرد نسبت به پایداری تصمیمات کلان تردید دارند. وقتی این سرمایهگذاران منابع خود را به سمت صندوقهای درآمد ثابت یا سپردههای بانکی سوق میدهند، به نوعی نشان میدهند که فعلا ریسک غیرسیستماتیک صنایع برایشان بالاست. این روند، یک پیام مهم به سیاستگذاران است: بدون ثبات در بازار ارز و نرخ بهره، نمیتوان انتظار داشت سرمایهگذاران خرد به بازار برگردند. البته با بهبود گزارشهای فصلی و انتشار سیگنالهای مثبت، میتوان امیدوار بود بخشی از این خروجها جبران شود.
بازنشر فانوس دریا به نقل از اقتصاد سرآمد