انقلاب IMTA به رهبری Dr Thierry Chopin

این مقاله به بررسی آثار بنیادی Dr Thierry Chopin، استاد برجسته و فقید آبزی‌پروری یکپارچه چندتروفی (IMTA) می‌پردازد؛ کسی که این مفهوم اکنون شناخته‌شده جهانی را بنیان‌گذاری و تعریف کرد. او آبزی‌پروری یکپارچه چندتروفی را به‌عنوان «پرورش گونه‌های آبزی از سطوح تروفی مختلف در کنار هم، با کارکردهای مکمل اکوسیستمی» معرفی نمود؛ رویکردی که به «راه‌حلی برد-برد برای انسان و کره زمین» منجر می‌شود. Chopin  بیان می‌کرد که ارزش کامل آبزی‌پروری یکپارچه چندتروفی تنها زمانی آشکار می‌شود که خدمات حیاتی اکوسیستمی آن نیز در نظر گرفته شوند، نه صرفاً غذایی که تولید می‌کند. او هشدار می‌داد که پذیرش این سیستم به‌سرعت رخ نخواهد داد، به‌ویژه در جهان غرب که در حال حاضر به تک‌کشت‌ها، فرآیندهای خطی و سودهای کوتاه‌مدت تمایل دارد.

Dr Thierry Chopin  فقید در حال نگه‌داشتن دو گونه جلبک دریایی: (Saccharina latissima) در سمت چپ و (Alaria esculenta) در سمت راست. هر دو گونه در سایت آبزی‌پروری شرکت Magellan Aqua Farms Inc. در خلیج Fundy، New Brunswick، کانادا پرورش داده شده‌اند.

آبزی‌پروری چند-تروفیِ یکپارچه یا IMTA که برخی آن را به عنوان پلی‌کالچر ۲.۰ می‌شناسند، فرآیندهای طبیعی را شناسایی و استفاده می‌کند تا همزمان ضایعات را تجزیه کرده، محصولات متنوع تولید کند و مزایای زیادی را هم برای مردم و هم برای سیاره زمین فراهم نماید.

به‌عنوان مثال، یک مزرعه بزرگ ماهی را در نظر بگیرید که در آن انواع کفال، خیارهای دریایی، صدف‌ها و مانگروها به‌صورت هماهنگ پرورش داده می‌شوند تا غذای باقیمانده و ضایعات را به پروتئین تبدیل کنند. در حالی که ماهی کفال و خیارهای دریایی غذای باقیمانده را مصرف می‌کنند، صدف‌ها به‌طور فعال ذرات معلق را فیلتر می‌کنند. مانگروها و سایر گیاهان نیز مواد مغذی اضافی را از آب جذب می‌کنند تا از باقی‌ماندن آن جلوگیری شود.

این یک وضعیت برد-برد است که اطمینان می‌دهد بخش بزرگی از نیتروژن و فسفر موجود در غذاها یا توسط حیواناتی مثل ماهی و صدف‌ها جذب می‌شود که می‌توانند به‌طور سودآور فروخته شوند، یا توسط موجوداتی مثل مانگروها که فواید ملموس دیگری ارائه می‌دهند، مصرف می‌شود.

به‌عنوان نمونه، جنگل‌های مانگرو نه‌تنها زیستگاه بسیاری از موجودات را فراهم می‌کنند و تا پنج برابر بیشتر از اکثر جنگل‌های گرمسیری کربن ذخیره می‌کنند، بلکه خدمات اکوسیستمی آن‌ها می‌تواند برای جبران کربن و مالیات‌های معاملات کربن استفاده شود و عملیات آبزی‌پروری یکپارچه چندتروفی را در جهانی که به سرعت مفهوم کاهش کربن را می‌پذیرد، از نظر هزینه رقابتی‌تر کند.

Dr Thierry Chopin  فقید (که در ژوئیه ۲۰۲۴ درگذشت) و همکارش Jack Taylor در سال ۲۰۰۴ آبزی‌پروری یکپارچه چندتروفی را به جهان معرفی کردند. در ادامه چند نمونه از دوران حرفه‌ای او همراه با بینش‌های ارزشمند در حوزه پرورش دریایی ارائه شده است.

شروع با جلبک‌های دریایی

Thierry Chopin در فرانسه بزرگ شد و دکترای خود را از دانشگاه Western Brittany دریافت کرد. به‌عنوان یک اکوفیزیولوژیست و بیوشیمیست، تحقیقات او بر رابطه بین تولید فایکولوئیدها، مانند carrageenans  [۱]تولیدشده توسط جلبک‌های قرمز، و در دسترس بودن مواد مغذی در آب دریا متمرکز بود.


[۱] Carrageenans  نام گروهی از پلی‌ساکاریدهای محلول در آب است که از جلبک‌های قرمز استخراج می‌شوند و در صنایع غذایی، دارویی و صنعتی به‌عنوان ژل‌دهنده، غلظت‌دهنده و پایدارکننده استفاده می‌شوند.

او در سال ۱۹۸۹ به کانادا مهاجرت کرد و مدتی بعد به آبزی‌پروری علاقه‌مند شد، به‌ویژه به نقشی که جلبک‌های دریایی در بیوفیلتراسیون ایفا می‌کنند و این که چگونه از مواد مغذی اضافی تولیدشده توسط قفس‌های ماهی سالمون استفاده می‌کنند. علاقه و اشتیاق او در نهایت منجر به توسعه مفهوم آبزی‌پروری یکپارچه چندتروفی شد.

او استاد دپارتمان علوم زیستی دانشگاه New Brunswick در Saint John بود و مدیر آزمایشگاه تحقیقاتی Seaweed and Integrated Multi-Trophic Aquaculture (IMTA)  نیز بود. Dr Chopin همچنین رئیس پیشین Aquaculture Association of Canada، Phycological Society of America  و International Seaweed Association بود.

علاوه بر این، Chopin  در سال ۲۰۱۶ شرکت خود، Chopin Coastal Health Solutions Inc.  را تأسیس کرد و همچنین به‌عنوان Honorary Consul  فرانسه فعالیت داشت.

Steve Backman، مالک شرکت Magellan Aqua Farms Inc.، در حال نگه‌داشتن یک ردیف (Saccharina latissimi[۲]) در سایت این شرکت در خلیج  Fundy، New Brunswick، کانادا.


[۲] Saccharina latissima که با نام‌های «کلپ قندی» یا «کلم دریایی» نیز شناخته می‌شود، نوعی جلبک دریایی قهوه‌ای رنگ و خوراکی است که در مناطق ساحلی بسیاری از دریاها در سراسر جهان یافت می‌شود. این جلبک به عنوان یک تولیدکننده اولیه در اکوسیستم‌های دریایی عمل می‌کند و مواد گیاهی را به زنجیره غذایی ساحلی می‌رساند. همچنین، جنگل‌های سه‌بعدی حاصل از این جلبک‌ها زیستگاه مناسبی برای جانوران مختلف فراهم کرده و به تنوع زیستی بالا کمک می‌کنند، که این موجودات از آن برای تغذیه و مخفی شدن استفاده می‌کنند. این جلبک به طور گسترده در صنعت لوازم آرایشی نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد و به دلیل خواص آبرسانی و ضد التهابی‌اش شناخته شده است.

یک ردیف جلبک (Saccharina latissima)  که در سایت شرکت Magellan Aqua Farms Inc. در خلیج  Fundy، New Brunswick، کانادا پرورش داده شده است.

آبزی‌پروری یکپارچه چندتغذیه ای: در آغوش گرفتن سیستم‌های طبیعی

در سال ۲۰۰۴، Thierry Chopin، Amir Neori  و تعدادی از همکارانشان یکی از اولین و مهم‌ترین مقالات خود درباره آبزی‌پروری یکپارچه چندتروفی را منتشر کردند، که در آن دلیل و روند استفاده از جلبک‌های دریایی به‌عنوان بیوفیلتر برای آبزی‌پروری دریایی توضیح داده شده بود. تا فوریه ۲۰۲۱، این مقاله به نقطه عطف قابل توجهی رسید و در بیش از ۱۰۰۰ مقاله دیگر پژوهشگران مورد استناد قرار گرفت.

Chopin آبزی‌پروری یکپارچه چندتروفی را این‌گونه توصیف کرد: «پرورش گونه‌های آبزی از سطوح تروفی مختلف در کنار هم، با کارکردهای مکمل اکوسیستمی، به‌گونه‌ای که غذای بازمانده، ضایعات، مواد مغذی و محصولات جانبی یک گونه مجدداً بازیابی و به کود، غذا و انرژی برای سایر محصولات تبدیل شوند و از تعاملات بین گونه‌ها بهره‌برداری شود. پرورش‌دهندگان گونه‌هایی که به صورت دستی تغذیه می‌شوند (مثل ماهیان) را با آبزی‌پروری استخراجی هم‌افزا ترکیب می‌کنند، که از مواد مغذی اضافی غیرآلی (مثل جلبک‌ها یا سایر گیاهان آبزی) و آلی (مثل گونه‌های فیلتر فیدر و رسوب‌خوار) موجود در آبزی‌پروری تغذیه‌شده برای رشد خود استفاده می‌کند. آنچه پیش‌تر به‌عنوان ضایعات یا محصولات جانبی یک گونه محسوب می‌شد، اکنون به محصولاتی مشترک تبدیل می‌شوند که توسط گونه‌های دیگر استفاده می‌شوند و به‌عنوان محصولات اضافی، تنوع اقتصادی و سیستم‌های تولید غذا را کارآمدتر و مسئولانه‌تر می‌کنند. این همان الگوبرداری از طبیعت است؛ به سادگی تقلید از کاری که طبیعت انجام می‌دهد».

با پرورش ماهی در کنار گونه‌های فیلتر فیدر مانند جلبک‌ها و دو کفه ای ها کیفیت آب بهبود می‌یابد. تحقیقات اضافی در کانادا نشان می‌دهد که جلبک‌ها و mussels از پرورش نزدیک به مزارع سالمون سود می‌برند و نرخ رشد آن‌ها تا  ۵۰% بیشتر از تک‌کشت‌ها است.

در دهه گذشته، آبزی‌پروری یکپارچه چندتروفی توسط جامعه علمی و بخش خصوصی به‌عنوان روشی برای تولید غذای اضافی با حداقل ضایعات پذیرفته شده است. Chopin فقید گفته است: «استناد بیش از ۱۰۰۰ بار به این مقاله، اعتبار مفهوم IMTA را تایید می‌کند».

بهینه‌سازی، یکپارچه‌سازی و همکاری، حیاتی هستند

ایده‌ها و آزمایش‌های Chopin ابتدا با ماهیان سالمون، جلبک‌ها و  صدف ها شروع شد که منطقی‌ترین گونه‌ها برای تمرکز در شرق کانادا بودند. با این حال، او بر نیاز به متنوع کردن ترکیب سیستم‌های آبزی‌پروری یکپارچه چندتروفی برای بهینه‌سازی عملکرد در آب‌ها و مناطق مختلف تأکید کرد.

همان‌طور که اخیراً سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد (FAO) تأکید کرده، استفاده از گونه‌های بومی و حفظ تنوع در سیستم‌های تولید، به پرورش‌دهندگان اجازه می‌دهد رویکردی پایدارتر و مطابق با اصول اکولوژیکی داشته باشند و در برابر خطراتی مانند شیوع بیماری‌ها و تغییرات اقلیمی مقاومت بیشتری نشان دهند. حرکت دور از ‌کشت‌ تک گونه ای و سازگار شدن با سیستم‌های طبیعی چندتغذیه ای بخشی اساسی از IMTA است.

پس از دهه‌ها تجربه میدانی، Chopin  نتیجه گرفت که سیستم‌های IMTA برای شرکت‌های کوچک و متوسط که ارتباط نزدیک‌تری با جوامع محلی داشته و آزادی بیشتری برای تعیین رویه‌های عملیاتی خود دارند، مناسب‌تر است، بر خلاف عملیات‌های بزرگ که سهامداران تنها بر سود کوتاه‌مدت تمرکز دارند.

Chopin  بارها تأکید می‌کرد که IMTA یک مفهوم است، نه یک فرمول، و وابسته به تحقیقات مداوم روی گونه‌ها و ترکیب‌های مختلف است. برای مثال، چون صدف ها ذرات آلی بزرگ‌تر از ۱۰۰ میکرون را رد می‌کنند، افزودن خارپشت دریایی و خیار دریایی ظرفیت فیلتراسیون ذرات آلی بزرگ‌تر را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد و در عین حال ترکیب محصولات متنوع‌تری ایجاد می‌کند.

یکپارچه‌سازی و همکاری نزدیک نیز حیاتی هستند. Chopin اشاره کرد که در کانادا، صیادان لابستر  و پرورش‌دهندگان سالمون اغلب بر سر فضا با هم اختلاف دارند، در حالی که نباید این‌طور باشد، زیرا مزارع سالمون مکان‌های عالی برای پرورش  لابسترهای جوان هستند. با همکاری صیادان لابستر و پرورش‌دهندگان سالمون، علاوه بر اینکه هر دو گروه می‌توانند از عملکرد بالاتر و مزایای اقتصادی بهره‌مند شوند، روابطشان هم دوستانه‌تر و صمیمانه‌تر می‌شود و اختلافات یا تنش‌ها کاهش پیدا می‌کند.

Chopin  همچنین دریافت که پرورش‌دهندگان به ندرت در پرورش ترکیبی از ماهیان، بی‌مهرگان و جلبک‌ها به یک اندازه مهارت دارند و باید عمدتاً به حوزه تخصصی خود پایبند باشند. سپس این پرورش‌دهندگان باید همکاری نزدیکی برای هماهنگی فعالیت‌های خود داشته باشند. شوپن توضیح داد که هنگام صحبت از «کشت در مجاورت» سوءتفاهم‌های زیادی وجود داشته است. «ما با سالمون، صدف ها و جلبک شروع کردیم که در محدوده یک مزرعه سالمون پرورش داده شوند، چون مجبور بودیم طبق مقررات کانادا در آن زمان عمل کنیم. با این حال، این نشان‌دهنده مقیاس واقعی اکوسیستم‌های عملکردی مزرعه‌های آبزی‌پروری نیست».

چون انواع مختلف مواد مغذی در محیط در مقیاس‌های مکانی و زمانی متفاوت پراکنده می‌شوند، باید استراتژی‌های بازگرداندن آن‌ها طراحی شود. عبارت «یکپارچه» در IMTA باید به‌عنوان پرورش در نزدیکی و با توجه به اتصال آب‌ها و رسوبات از نظر عملکردهای اکوسیستمی درک شود، نه بر اساس فاصله‌های مطلق و اغلب دلخواه (مثل ۵۰۰ متر، یک کیلومتر یا پنج کیلومتر). این یعنی اجزای مختلف یک سیستم IMTA  لازم نیست دقیقاً در یک مکان باشند، بلکه کل خلیج‌ها یا مناطق می‌توانند واحدهای مدیریت IMTA در چارچوب استراتژی مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی Integrated Coastal Area Management (ICAM)  باشند.

مزارع تک‌کشت ماهی در مناطق ساحلی و آب‌های شیرین ممکن است در آینده نزدیک توسط قانون‌گذاران منسوخ شوند، بنابراین سرمایه‌گذاران بهتر است مکان‌های خود در سیستم‌های قدیمی پرورش را دوباره بررسی کنند. اینجاست که IMTA وارد عمل می‌شود.

IMTA نیازمند عملیات پرورشی دقیق و برنامه‌ریزی‌شده است که از ایجاد تضادهای پرهزینه و آسیب‌رسان عمومی با سایر کاربران مناطق ساحلی جلوگیری کند. یک مطالعه بزرگ کانادایی روی سیستم‌های پرورش سالمون IMTA نشان داد که شرکت‌کنندگان معتقد بودند IMTA  اثرات زیست‌محیطی پرورش سالمون را کاهش می‌دهد و در عین حال به جوامع محلی سود می‌رساند.

همه شرکت‌کنندگان به‌شدت باور داشتند که غذاهای دریایی تولیدشده از طریق IMTA ایمن برای مصرف هستند و نیمی از آن‌ها حاضر بودند برای محصولاتی که با این برچسب عرضه می‌شوند، هزینه بیشتری بپردازند. بنابراین استفاده از سیستم‌های IMTA می‌تواند ریسک‌های مالی و اعتباری سرمایه‌گذاران را کاهش دهد.

صدف های دریایی و آب شیرین، گونه‌های فیلتر فیدر هستند که به‌طور مداوم ذراتی کمتر از ۱۰۰ میکرون را از آب عبور می‌دهند. آن‌ها جزو اجزای مفید سیستم‌های آبزی‌پروری یکپارچه چندتروفی به‌شمار می‌روند.

چراغ شناور زیرآبی حاوی اسکالوپ های  دریایی در سایت شرکت Magellan Aqua Farms Inc. در خلیج Fundy، New Brunswick، کانادا.

منبع عکس: Steve Backman

موانع پیش روی  IMTA

مقررات بیش از حد سخت‌گیرانه

سالمون، دست‌کم در جهان غرب، هنوز گونه غالب پرورش‌یافته در آب‌های دریایی است. در بسیاری از کشورها از جمله کانادا و نروژ، قوانین آبزی‌پروری بر پایه مزارع سالمون شکل گرفته‌اند، به‌ویژه برای مقابله با بیماری‌ها در تک‌کشت‌های فشرده. با این حال، اکنون روشن شده که این مقررات ممکن است به‌طور غیرعمد مانع نوآوری در روش‌های آبزی‌پروری شوند.

برای مثال در کانادا، قانون‌گذاران سیستم‌هایی برای استراحت مزارع سالمون ایجاد کرده‌اند. هر دو سال یک‌بار، سایت‌های آبزی‌پروری باید پاکسازی شوند تا فرصت بازیابی فراهم شود. اما چرا موجودات Bioremediator[۳] مانند دوکفه ای ها نیز باید از سایت‌ها برداشته شوند؟ انگیزه یک پرورش‌دهنده برای دور ریختن تن‌ها اسکالوپ دریایی پیش از رسیدن به اندازه تجاری چیست؟


[۳] Bioremediator  به موجوداتی گفته می‌شود که قادرند آلودگی‌ها یا مواد اضافی را در محیط زیست تصفیه یا پاکسازی کنند.

قانون‌گذاران تمایل دارند قوانین را دقیقاً در محدوده یک منطقه اجاره‌ای اعمال کنند. شوپن توضیح داد: «قانون‌گذاران باید درک کنند که لازم است رویکردی جامع‌تر و مبتنی بر اکوسیستم اتخاذ کنند که تعاملات بین گونه‌ها، شرکت‌های مختلف، ذینفعان آن‌ها و سایر ساکنان مناطق ساحلی را در نظر بگیرد.» فرآیندهای طبیعی به‌سادگی نمی‌توانند محدود به چهار بویه یک منطقه اجاره‌ای باشند. بنابراین، قانون‌گذاران باید کمی هوشیارتر و سازگارتر باشند، درست مثل خود طبیعت.

محاسبه هزینه‌ها، قیمت‌ها و ارزش‌های واقعی

پرورش‌دهندگان بزرگ سالمون همچنان بر سود کوتاه‌مدت مالی برای خود و سرمایه‌گذاران تمرکز دارند. از آنجا که اثرات جانبی محیطی در نظر گرفته نشده و در هزینه‌ها وارد نمی‌شوند، این روش‌ها به تداوم یک اقتصاد نادرست کمک می‌کنند. شرکت‌های بزرگ سالمون پول خوبی به دست می‌آورند، پس چرا تغییر کنند؟ از آنجا که تحت فشار نیستند، همچنان تأثیرات زیست‌محیطی را به جوامع محلی، ذینفعان و نسل‌های آینده منتقل می‌کنند.

شوپن و همکارانش ۱۱ مقاله درباره ارزش اقتصادی و مزایای IMTA منتشر کرده‌اند. همه این مطالعات نشان دادند که IMTA در بلندمدت سودآورتر از کشت‌های سنتی تک گونه ای ماهی (سالمون) است. Chopin یادآوری کرد: «تمام این محاسبات بر اساس اعداد ارائه‌شده توسط صنعت آبزی‌پروری است، پس جای تعجب است که چرا آن‌ها به‌راحتی این داده‌ها را نمی‌پذیرند و IMTA را سریع‌تر به‌کار نمی‌گیرند.» آن‌ها همچنین توانستند سالمون تولیدشده از طریق IMTA را با ۱۱ ٪ افزایش قیمت در بزرگ‌ترین خرده‌فروش غذای کانادا به فروش برسانند.

قیمت‌گذاری واقعی می‌تواند در سال‌های آینده نقش ارزشمندی ایفا کند. نسل‌های جوان‌تر نسبت به پایداری و شفافیت زنجیره‌های تأمین حساس‌تر هستند. به‌عنوان مثال، هلند برنامه True Price Initiative را توسعه داده است که هزینه‌های مرتبط با آلودگی محیط زیست، شرایط کار ناعادلانه و عوامل دیگر را محاسبه می‌کند.

محصولات با مصرف بیشتر کربن یا نیروی کار، علاوه بر قیمت فروش، با قیمت واقعی خود نیز روی قفسه‌ها نمایش داده می‌شوند، که می‌تواند حدود ۲۰٪ بالاتر از برچسب فروش باشد. خریداران این امکان را دارند که به‌طور داوطلبانه قیمت واقعی کالا را پرداخت کنند. این سیستم هم‌اکنون برای کالاهایی مانند شکلات، موز و قهوه اجرا می‌شود.

اگر همین کار برای سالمون انجام شود، سالمون تولیدشده از طریق IMTA نسبت به سالمون مزارع فشرده که تأثیرات محیطی را در هزینه‌های تولید لحاظ نمی‌کنند، ترجیح داده خواهد شد.

مهم‌تر از همه، این رویکرد باعث می‌شود جامعه مجددا درباره اهمیت کورکورانه پول و بازده مالی بدون در نظر گرفتن تأثیرات محیطی فکر کند و دیدگاه جامع‌تری نسبت به آنچه واقعاً خوب است پیدا کند. این کار امکان تولید غذای مغذی و عادلانه برای انسان و کره زمین را بهتر فراهم می‌کند.

شوپن تأکید داشت که برای محاسبه ارزش کامل IMTA  مهم است که ارزش گونه‌های استخراجی تنها بر اساس بیوماس آن‌ها به‌عنوان کالاهای غذایی سنجیده نشود، بلکه خدمات حیاتی اکوسیستم که ارائه می‌دهند نیز لحاظ شود. به‌عنوان مثال، جلبک‌ها با کاهش مواد مغذی اضافی در آب ارزشمند هستند، که این ارزش برای تولید جهانی جلبک (۳۲.۴ میلیون تن) بین ۱.۲ تا ۳.۵ میلیارد دلار آمریکا برآورد می‌شود، یعنی حدود ۲۶.۲٪ از ارزش تجاری فعلی آن (۱۳.۳ میلیارد دلار).

در حالی که مردم بر مالیات‌های معاملات کربن تمرکز دارند،Chopin  معتقد بود باید مفهوم اعتبارات معاملاتی مواد مغذی (Nutrient Trading Credits – NTC) برای بازیابی به‌ویژه نیتروژن و فسفر نیز توسعه یابد. این اعتبارها می‌توانند بازده بسیار بالاتری نسبت به اعتبارهای معاملاتی کربن داشته باشند.

شناسایی و اجرای NTC می‌تواند قیمت عادلانه‌ای به آبزی‌پروری استخراجی بدهد. آن‌ها می‌توانند به‌عنوان ابزارهای مالی و مقرراتی برای تشویق پرورش‌دهندگان تک‌گونه‌ای به در نظر گرفتن IMTA به‌عنوان گزینه‌ای عملی برای جایگزینی روش‌های فعلی‌شان استفاده شوند.

چرخه‌های کوتاه پروژه

پروژه‌ها در اتحادیه اروپا و دیگر مناطق معمولاً چهار سال طول می‌کشند، به این معنا که حامیان پروژه: در سال اول با یکدیگر آشنا می‌شوند؛ در سال دوم متوجه می‌شوند که برای به‌دست آوردن مقایسه‌های معنادار باید روش‌های خود را استاندارد کنند؛ در سال سوم داده‌های مفیدی جمع‌آوری می‌کنند؛ و در سال چهارم پروژه را جمع‌بندی کرده و گزارش می‌نویسند.

Brian Goggin  (دانشجوی کارشناسی ارشد؛ چپ) و Thierry Chopin (راست) در حال نشان دادن تولید برگ‌های بالای سطح و تولید ریشه‌های زیر سطح در سیستم آکوآپونیک توسعه‌یافته در دانشگاه  New Brunswick Saint John Campus.

این چرخه فشرده به‌سادگی برای جمع‌آوری داده‌های معنادار، تحلیل آن‌ها و انتقال یا انتشار به بدنه صنعت، قانون‌گذاران و عموم مردم برای اجرا، بیش از حد کوتاه است. برای پیشرفت واقعی در مسیر تحقیق–توسعه–تجاری‌سازی، برنامه‌های استراتژیک و دقیق باید در مقیاس دهه‌ها طراحی شوند تا پذیرش پایدار روش‌های نوآورانه تضمین شود.

آینده آبزی‌پروری یکپارچه چندتروفی

علاوه بر افزایش آگاهی عمومی درباره قیمت واقعی، ترکیب متنوع گونه‌ها و بهبود روش‌ها و فناوری‌ها، IMTA  باید همزمان با دو روندی که امروزه مشاهده می‌کنیم حرکت کند: انتقال به مناطق فراساحلی و انتقال به خشکی. اگر بسیاری از شرکت‌ها به مناطق فراساحلی بروند، این مناطق شلوغ خواهند شد و مواد مغذی به‌سرعت به یک مسئله تبدیل می‌شوند، همان‌طور که از تجربه صیادی آموختیم که اقیانوس آن‌قدر وسیع نیست که قبلاً تصور می‌کردیم.

اگر مزارع پرورش سالمون همچنین به مراکز پرورش بچه‌ماهی برای دوره‌های طولانی‌تر تبدیل شوند، جریان‌های فاضلاب غذایی بزرگ‌تری تولید خواهند کرد که نیاز به تصفیه دارند. با توجه به اینکه فسفر مسئله اصلی در آب‌های شیرین است (برخلاف نیتروژن در محیط دریایی)، استراتژی فعلی، رسوب‌دهی شیمیایی آن برای تولید لجن است که توسط شرکت‌های دفع جمع‌آوری می‌شود و با تبدیل لجن به کمپوست، در هر دو طرف سود ایجاد می‌کند. Chopin معتقد بود که  مزارع ماهی می‌توانند اصول IMTA را با تنوع‌بخشی به عملیات خود و استفاده از آکوآپونیک پذیرفته و ضایعات را به محصولات جانبی تبدیل کنند که درآمد و تولید محصولات اضافی ایجاد می‌کند.

کاربردهای زیادی برای مفهوم IMTA وجود دارد؛ مفهومی انعطاف‌پذیر و در حال تکامل که می‌توان آن را در سراسر جهان، در سیستم‌های دریای باز یا زمینی، محیط‌های دریایی یا آب شیرین و اقلیم‌های معتدل یا گرمسیری به‌کار گرفت. برای سوار شدن بر موج آینده، پرورش‌دهندگان امروز باید همین حالا با این رویکردها آزمایش کنند.

هیچ سیستم نهایی IMTA برای تغذیه جهان وجود ندارد. اگر مفهوم IMTA عمداً بسیار گسترده تعریف شود، یک رویکرد دقیق‌تر لازم است تا طراحی مناسب‌ترین سیستم IMTA برای یک منطقه خاص مشخص شود. گونه‌های بومی مختلف و شرایط اقلیمی، محیطی، زیستی، فیزیکی، شیمیایی، اقتصادی، تاریخی، اجتماعی، سیاسی و مدیریتی متفاوت، طبیعتاً منجر به انتخاب‌های متفاوت خواهند شد.

همان‌طور که شوپن توضیح داد: «مردی که در سال ۱۹۹۳ Toyota Prius  (خودروی هیبریدی شرکت تویوتا) را توسعه داد، در سال ۲۰۰۵ به مهندس ارشد تویوتا تبدیل شد. او می‌داند که فناوری جدید زمان می‌برد تا پذیرفته شود. او اکنون پیش‌بینی می‌کند که خودروهای برقی و با پیل سوختی هیدروژن تا سال ۲۰۵۰ به خودروهای غالب جهان تبدیل خواهند شد».

Chopin همچنین واقع‌بین بود: «ما هنوز در ابتدای مسیر IMTA هستیم. پذیرش IMTA یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد، به‌ویژه در جهان غرب که در حال حاضر تک‌کشت‌ها، فرآیندهای خطی و سود کوتاه‌مدت را ترجیح می‌دهد. ما به صبر، عزم و پشتکار نیاز داریم تا مردم مزایای زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی پرورش گونه‌های مکمل با هم، ایجاد فرآیندهای اقتصاد چرخشی و دستیابی به پایداری بلندمدت را ببینند».

معرفی نویسندگان

Gregg Yan بنیان‌گذار کمپینBest Alternatives  است، کمپینی که برای ترویج غذاهای دریایی پایدار فعالیت می‌کند و همزمان تجارت ماهیان زینتی و بی‌مهرگان صیدشده از طبیعت را متحول می‌کند. او پیش‌تر مسئول ارتباطات در WWF، Oceana  و بخش  CSR انجمن مدیران ارتباطات آسیا-اقیانوسیه بوده است. Yan که یک محیط‌بان و کاوشگر چندین‌بار برنده جوایز شده، به‌طور منظم درباره آبزی‌پروری، کشاورزی، حفاظت از حیات وحش و انسان‌شناسی می‌نویسد و همزمان عکس‌هایی برای کتاب‌ها، مجلات و موزه‌ها می‌گیرد. برای دنبال کردن آثار او می‌توانید صفحه‌اش را درFacebook  دنبال کنید.

Jonah van Beijnen یک زیست‌شناس است که بر صیادی و آبزی‌پروری پایدار تمرکز دارد و معتقد است تولید و مصرف پایدار غذاهای دریایی کلید تضمین جهانی بهتر برای همه است. در سال ۲۰۰۸، او Fins and Leaves  را در فیلیپین تأسیس کرد و یکی از نخستین مزارع پرورش ماهی هامور (Epinephelus spp.) کشور را توسعه داد. علاقه‌مندی‌های او شامل ماهی تون است و با صیادی‌ها و پروژه‌های حفاظت از ماهی تون در سراسر جنوب شرق آسیا و اروپا همکاری کرده است.

او از طریق شرکت VB Consultancy به ارائه خدمات مشاوره ادامه می‌دهد تا به پروژه‌ها، شرکت‌های خصوصی و دولت‌ها در بهبود پایداری عملیات صیادی و آبزی‌پروری کمک کند. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید با آدرس jonah@vb-consultancy.com تماس حاصل فرمائید.

تعداد بازدید: ۲

لینک کوتاه: کپی کن!

بازنشر فانوس دریا به نقل از اتحادیه تولید و تجارت آبزیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *