۲۵ July 2025

پرورش ماهی سالمون یکی از ارکان اساسی آبزیپروری در جهان است و نقشی مهم در پاسخگویی به تقاضای روزافزون برای پروتئینی سالم و باکیفیت ایفا میکند. با این حال، همزمان با گسترش این صنعت، پرسشهایی نیز درباره پایداری و اثرات زیستمحیطی آن مطرح میشود. یک مرور سیستماتیک و فراتحلیل جامع که بهتازگی در مجله Reviews in Aquaculture منتشر شده به روشن شدن این مسائل کمک کرده و با دقت، نقاط بحرانی را مشخص کرده و عملکرد سامانههای مختلف تولید را با یکدیگر مقایسه کرده است.
این پژوهشکه توسط Mausam Budhathoki از دانشگاه Copenhagen انجام شده صرفاً یک دیدگاه شخصی نیست، بلکه یک جمعبندی دقیق و علمی از ۳۱ مطالعه ارزیابی چرخه عمر (LCA) است که مسیری روشن پیش پای تولیدکنندگان، پژوهشگران و مدیران میگذارد تا تصمیمگیریهای آگاهانهتری داشته باشند و گامی مؤثر بهسوی پرورش سالمون واقعاً پایدار بردارند.
نگاهی دقیقتر به تأثیرات: چه چیزهایی اندازهگیری شدند و چگونه؟
برای درک تأثیر واقعی زیستمحیطی، پژوهشگران از رویکرد «از مبدأ تا سر مزرعه» استفاده کردند. یعنی کل فرایند را بررسی کردند: از تولید مواد اولیه خوراک و انرژی تا جایی که سالمون زنده آماده خروج از مزرعه میشود.
تحلیل روی چهار شاخص کلیدی محیطزیستی تمرکز داشت:
- پتانسیل گرمایش جهانی (GWP- Global Warming Potential): میزان ردپای کربنی را اندازهگیری میکند که به صورت کیلوگرم معادل CO₂ بیان میشود.
- پتانسیل افزایش مواد مغذی در آب (Eutrophication potential – EP): تأثیر تجمع بیش از حد مواد مغذی مانند نیتروژن و فسفر در منابع آبی را ارزیابی میکند و بر اساس گرم معادل PO₄³⁻ اندازهگیری میشود.
- پتانسیل اسیدی شدن (Acidification potential – AP): مربوط به انتشار موادی است که باعث باران اسیدی میشوند، مانند SO₂.
- نیاز انرژی (Energy demand – ED): مقدار کل انرژی مورد نیاز برای تولید است که بر حسب مگاژول (MJ) محاسبه میشود.
خوراک؛ نقش بیچونوچرای ردپای زیستمحیطی
مهمترین یافته این مطالعه، نقش غالب تولید خوراک در تأثیر کلی زیستمحیطی پرورش سالمون است. دادهها کاملاً روشن هستند:
- ردپای کربنی: به ازای هر تن وزن زنده تولید ماهی سالمون به طور متوسط ۲۵۷۰ کیلوگرم معادل CO₂ ایجاد میشود. از این مقدار، ۶۵ درصد مستقیماً به تولید خوراک نسبت داده میشود. در مورد اسیدی شدن، خوراک مسئول ۶۸ درصد از پتانسیل اسیدی شدن است.
- نیاز انرژی: تولید خوراک تقریباً نیمی (۴۸.۶ درصد) از کل انرژی مصرفی در چرخه تولید را به خود اختصاص میدهد.
جالب است که در مورد افزایش مواد مغذی در آب (eutrophication) سهم خوراک کمتر است و تنها ۲۴ درصد از کل را تشکیل میدهد. این نشان میدهد که بیشتر تأثیر مواد مغذی که مستقیماً در مزرعه رخ میدهد از طریق فضولات و خوراک مصرفنشده است.
این نتایج تأکید میکنند که کارایی خوراک، که با نسبت تبدیل خوراک به گوشت (Feed Conversion Ratio – FCR) اندازهگیری میشود، مهمترین عامل مؤثر است. مطالعه نشان داد که FCR بالاتر مستقیماً با تأثیرات بیشتر در گرمایش جهانی، افزایش مواد مغذی و اسیدی شدن ارتباط دارد. میانگین FCR در مطالعات بررسیشده برابر با ۲۳/۰±۲۴/۱ بود، که عددی نسبتاً بهینه است اما هنوز جای پیشرفت دارد.
مقایسه سیستمها: سیستم های مدار بسته، Flow-Through و Net-Pens زیر ذرهبین
این مطالعه مقایسهای ارزشمند بین اصلیترین سیستمهای پرورش ارائه میدهد و چشماندازی پیچیده از مصالحههای زیستمحیطی را آشکار میسازد.
سیستمهای آبزیپروری مدار بسته (RAS)
سیستمهای RAS اغلب بهعنوان راهحلی پیشرفته و فناورانه برای کاهش تأثیرات زیستمحیطی محلی دیده میشوند و این مطالعه تا حدی این دیدگاه را تأیید میکند.
- مزیت اصلی: این سیستمها پتانسیل افزایش مواد مغذی در آب را بهطور قابل توجهی کاهش میدهند (-۵.۱۱ در اندازه اثر[۱]) و مصرف آب را به واسطه توانایی در تصفیه و بازچرخانی پسابها کاهش میدهند.
- عیب اصلی: پتانسیل گرمایش جهانی آنها بهطور قابل توجهی بالاتر است (۴.۳۱ در اندازه اثر). این ردپای کربنی بالا ناشی از مصرف بالای انرژی برای پمپاژ، تهویه و تصفیه آب است.
[۱] شاخصی است که میزان شدت یا بزرگی یک اثر یا تفاوت را نشان میدهد.
سیستمهای جریان باز و قفس- پن
این سیستمهای سنتیتر تقریباً تأثیراتی کاملاً برعکس سیستمهای RAS دارند.
- مزیت اصلی: این سیستمها پتانسیل گرمایش جهانی و نیاز انرژی کمتری دارند. بهویژه سیستم جریانگذری عملکرد بهتری در کاهش ردپای کربنی نشان داده است.
- عیب اصلی: این سیستمها به طور قابل توجهی سهم بیشتری در افزایش مواد مغذی (eutrophication) دارند، زیرا مواد مغذی مستقیماً و با حداقل یا بدون تصفیه به محیط زیست وارد میشوند.
کاربردهای عملی: چگونه به سمت پرورش سالمون «سبزتر» حرکت کنیم؟
این مطالعه تنها مشکل را تشخیص نمیدهد، بلکه به راهحلها نیز اشاره میکند. نتیجهگیری اصلی این است که هیچ سیستم «کامل» و بینقصی وجود ندارد، اما راهکارهای روشنی برای بهبود در همه سیستمها وجود دارد.
- بهینهسازی خوراک در اولویت نخست است: کاهش نسبت تبدیل خوراک به گوشت (FCR) مؤثرترین اقدام برای کاهش ردپای کلی زیستمحیطی است. همچنین، بررسی و استفاده از مواد جایگزین پایدار بهجای پودر و روغن ماهی ضروری است، اگرچه مطالعه هشدار میدهد که این جایگزینها نیز تأثیرات خاص خود را دارند و باید با دقت ارزیابی شوند.
- انرژیهای تجدیدپذیر برای سیستمهای RAS: برای اینکه سیستمهای RAS به پایداری کامل برسند، لازم است وابستگی آنها به انرژیهای مبتنی بر سوختهای فسیلی کاهش یابد. استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر مانند خورشیدی یا بادی میتواند ردپای کربنی بالای آنها را بهطور چشمگیری کاهش دهد.
- مدیریت مواد مغذی در سیستمهای باز: چالش بزرگ برای سیستمهای قفس-پن و سیستم باز، مدیریت پسماندها به منظور کاهشِ افزایش مواد مغذی در آب است. نوآوریهایی مانند تغذیه دقیق و فناوریهای آینده برای کنترل پسماندها نقش کلیدی خواهند داشت.
تعداد بازدید: ۲
لینک کوتاه: کپی کن!
بازنشر فانوس دریا به نقل از اتحادیه تولید و تجارت آبزیان