نفس‌تنگی یک قلب تالابی: نبرد دانشمندان و مردم برای نجات خلیج گرگان از مرگ تدریجی

نفس‌تنگی یک قلب تالابی: نبرد دانشمندان و مردم برای نجات خلیج گرگان از مرگ تدریجی

خلیج گرگان، نگین آبی و قلب تپنده تالابی سواحل جنوب شرقی دریای خزر، که روزگاری با وسعتی بیش از ۴۰ هزار هکتار، میزبان حیات بی‌شمار آبزیان و پرندگان مهاجر بود، در سال‌های اخیر با پدیده تلخ پسروی و قطع ارتباط با دریای مادر مواجه شد. این عقب‌نشینی آب و انسداد کانال‌های حیاتی، زخمی عمیق بر پیکر خلیج وارد آورد؛ زخمی که با افزایش چشمگیر شوری آب، منجر به نابودی بخش عظیمی از تنوع زیستی آن شد: کاهش ۹۵ درصدی گونه‌های ماهی که منبع رزق و روزی جوامع محلی بودند، افت ۷۵ درصدی کف‌زیان و کاهش ۲۵ درصدی برخی از پلانکتون‌ها، تنها بخشی از روایت تلخ این بحران است.

این وضعیت بحرانی، زنگ خطری جدی برای نه تنها محیط زیست، بلکه برای سلامت و زندگی انسان‌هایی بود که در جوار این اکوسیستم حیاتی زندگی می‌کنند. نگرانی از پیامدهای خشکی خلیج، از جمله تبدیل شدن بستر آن به کانون گردوغبار نمکی و آلاینده که سلامت مردم در سه استان ساحلی را به خطر می‌اندازد، ضرورت اقدام فوری را بیش از پیش نمایان ساخت.

در پاسخ به این دغدغه‌ها و با تکیه بر پژوهش‌های علمی که از دولت دوازدهم آغاز شده بود، گامی حیاتی در دولت سیزدهم برداشته شد. لایروبی بخشی از کانال آشوراده در آذر ماه ۱۴۰۲، به مثابه دمی از حیات در کالبد نیمه‌جان خلیج دمیده شد. این اقدام، ورود آب دریا را تسهیل کرد و به کاهش قابل ملاحظه شوری و بهبود نسبی برخی پارامترهای محیطی انجامید؛ اتفاقی که روزنه‌ای از امید گشود و شرایط را برای حفظ معدود آبزیان باقی‌مانده و بازگشت پرندگان مهاجر فراهم ساخت.

اما آیا این پایان داستان است؟ دکتر مهدی ذوالفقاری، عضو هیئت علمی دانشکده شیلات و محیط زیست دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان و مدیر دغدغه‌مند طرح نجات‌بخشی خلیج گرگان در دانشگاه، که از سال ۱۳۹۸ عمیقاً پیگیر این مسئله است، تأکید می‌کند: “اقدامات نجات‌بخشی برای خلیج به هیچ وجه نباید متوقف شود. حفظ شرایط موجود، خود یکی از بزرگترین ضرورت‌های زیست‌محیطی و انسانی ماست.”

دکتر ذوالفقاری با اشاره به پشتوانه قوی علمی طرح و مشارکت ۱۰۰ نفر از خبره‌ترین کارشناسان در قالب ۱۴ کارگروه تخصصی برای ارائه راهکارهای مبتنی بر دانش، نگاه‌هایی که لایروبی را غیرعلمی می‌دانند، رد می‌کند. او توضیح می‌دهد که این اقدامات نه تنها بر اساس مطالعات جامع صورت گرفته، بلکه همراهی عملیاتی مقامات ارشد از جمله رئیس جمهور وقت، نشان از عزم ملی برای حل این بحران داشته است. وی می‌افزاید: “لایروبی در آن زمان، کمک شایانی به حفظ آبزیان و کاهش شوری آب کرد و شرایط را برای بازگشت و ماندگاری پرندگان فراهم ساخت.”

این کارشناس محیط زیست با تشریح دو سناریوی پیش رو برای آینده خلیج، بر پیامدهای انسانی نگاه بدبینانه تأکید ویژه دارد: “اگر ارتباط خلیج با دریا به طور کامل قطع شود، با انباشت بار نمکی و آلاینده‌ها در بستر مواجه خواهیم شد که در زمان طوفان، به هوا برخاسته و سلامت مردم استان‌های ساحلی را به طور جدی تهدید می‌کند. این موضوعی نیست که بتوان به آسانی از کنار آن گذشت.” او با بیان جمله‌ای تکان‌دهنده، وضعیت را ترسیم می‌کند: “اگر قرار به خشک شدن خلیج است، باید ایستاده بمیرد و نباید در حال احتضار و بیمار بمیرد. حفظ اتصال آن با دریا، حداقل کاری است برای مرگ با عزت.”

دکتر ذوالفقاری با رد این نظریه که باید اجازه داد طبیعت سیر خود را طی کند، قاطعانه می‌گوید: “این نگاه کاملاً اشتباه است؛ چراکه مداخلات بی‌رویه انسانی در گذشته، از سدسازی و جنگل‌تراشی تا فرسایش خاک و ورود رسوبات، به خلیج آسیب جدی وارد کرده است. وظیفه اخلاقی و علمی ماست که در هنگام بیماری خلیج، بخشی از این تبعات منفی را جبران کنیم.” او لایروبی کانال‌ها را بازگرداندن وضعیت به حالت طبیعی ورودی‌های آب می‌داند که در اثر همین مداخلات مسدود شده بودند و کاهش ۵۰ درصدی شوری پس از لایروبی را شاهدی بر این مدعا عنوان می‌کند.

نجات کامل خلیج، نیازمند زنجیره‌ای از اقدامات همه‌جانبه است. دکتر ذوالفقاری به ضرورت “اقدامات بالادست” اشاره می‌کند: “سازمان جنگل‌ها و دستگاه‌های حوزه‌های آبی باید در رهاسازی حق‌آبه‌های زیستی رودخانه‌ها اهتمام ورزند و کنترل جدی بر ورود آلاینده‌ها، فاضلاب‌ها و سموم و کودهای شیمیایی به خلیج و دریا اعمال شود.” او همچنین به نیاز اقدامات در “پایین‌دست” (دریا) اشاره دارد: “در صورت تداوم پسروی آب دریا تا تراز منفی ۲۹ متر، مداخلاتی مانند پمپاژ آب و ایجاد کانال‌های ارتباطی بیشتر میان دریا و خلیج ضروری خواهد شد. این اقدامات که با تکیه بر دانش کارشناسان دانشگاهی مصوب و برای آن اعتبار در نظر گرفته شده، نشان از عزم جمعی برای نجات خلیج دارد و پیگیری آن‌ها حیاتی است.”

در نهایت، سرنوشت خلیج گرگان، به تلاش‌های مشترک، پایدار و مسئولانه تمامی دستگاه‌ها، کارشناسان و مردم گره خورده است؛ تلاشی برای حفظ حیات یک اکوسیستم ارزشمند و تضمین سلامتی و آینده‌ای بهتر برای انسان‌هایی که قرن‌هاست در سایه سخاوت این خلیج زندگی کرده‌اند. نبردی برای حیات که نباید در آن لحظه‌ای درنگ کرد.

بازنشر فانوس دریا به نقل از اقتصاد آبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *